بیشتر | ||||||||||||||||||||
---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
|
کتاب پاستیل های بنفش (شومیز)
- ناشر پرتقال
- نویسنده کاترین اپلگیت
- گروه سنی 10+ سال
۲۵۵,۰۰۰ تومان
کتاب پاستیل های بنفش ماجرای پسری به نام جکسون است که مدتی با گربه ای به نام کرنشا آشنا شده است. جکسون و خانواده اش مجبور می شوند مدتی را با یک خرگوش و گربه ای نامرئی در یک ماشین زندگی کنند. ارتباط و صحبت های جکسون با کرنشا ماجراهایی زیبا و هیجان انگیز را خلق می کند.
خلاصه داستان پاستیل های بنفش
به کرنشا و تخته ی موج سواری فکر کردم. و همین طور به آن پاستیل های بنفش. امّا بیشتر فکرم مشغول علامت هایی شد که دیده بودم. من زیاد بررسی می کنم؛ که البته برای کسی که می خواهد دانشمند شود خیلی مفید است! این ها چیزهایی هستند که من مشاهده کردم:
یک عالمه قبض؛
پچ پچ کردن مامان و بابا؛
بحث کردن مامان و بابا؛
چیزهایی که برای فروش گذاشته بودند؛ مثل قوری نقره ی مامان بزرگ که به مامان داده بود و لپ تاپمان؛ قطع شدن برق به خاطر اینکه قبضش را پرداخت نکرده بودیم؛ نداشتن غذایی جز ماکارانی و پنیر، کره ی بادام زمینی و نودل آماده؛ دنبال سکه گشتن توی درز و دروز مبل ها؛ قرض گرفتن دستمال توالت از محل کار مامان!
جوری شده بود که دیگر خود خدا هم برای زندگی ما سری از تاسف تکان می داد و عذر خواهی می کرد. منطقی نبود. مامان سه تا کار پاره وقت داشت. بابا دو جا پاره وقت کار می کرد. حداقل باید اندازه ی دو تا کار تمام وقت پول در می آوردند، اما ظاهرا نمی شد. مامان توی یک مدرسه ی دخترانه موسیقی درس می داد، اما اخراجش کردند. الان توی دوتا رستوران پیشخدمت است و در داروخانه ای پای صندوق می ایستد.
البته دلش می خواست کلاس تدریس موسیقی هم داشته باشد، اما تا الان که موفق به این کار نشده. بعد از اینکه بابا مجبور شد کار بنایی را ترک کند، شروع کرد به انجام کارهای تاسیساتی. برای تعمیرات،این طرف و آن طرف می رفت، اما بعضی وقت ها حالش خوب نبود و مجبور می شد قرار هایش را به هم بزند. به صورت خصوصی، به این و آن گیتار درس می داد و امیدوار بود بتواند یک دوره ی کوتاه آموزش برنامه نویسی را هم بگذراند.
فهمیدم که بابا و مامان برای بهتر شدن اوضاع،برنامه ای دارند. آن ها همیشه برنامه داشتند، امّا هر بار که درباره ی برنامه شان می پرسیدم، چیز هایی می گفتند درباره ی کاشتن درخت پول توی حیاط پشتی و از این جوز چیز ها. شاید هم می خواستند دوباره گروه موسیقی خودشان را راه بیندازند و “جایزه ی گرمی” را ببرند. نمیخواستم از این آپارتمان برویم، امّا با این که کسی چیزی نگفته بود، می دانستم که دیر یا زود این اتفاق می افتد. اوضاع را می دیدم. قبلا هم توی همچین وضعیتی قرار گرفته بودیم. خیلی بد بود، چون با این که فقط چند سالی می شد که آن جا بودیم، امّا من واقعا دوستش داشتم. اسم محله مان “دهکدهی برکه ی قو” بود.
البته هیچ قویی آن جا زندگی نمی کرد، اما روی همه ی صندوق های پستی، عکس قو بود و ته استخر محله هم، تصویر یک قو نقاشی شده بود.
مخاطبین و افتخارات رمان پاستیل های بنفش
کتاب پاستیل های بنفش داستانی برای روبه رو شدن با سختی های زندگی با خوش بینی و امیدواری است که منتخب goodreads در سال 2015 نیز شده است. این کتاب برای فرزندان 10+ سال مناسب است. و توسط انتشارات پرتقال منتشر شده است.
*بادبادک سلام
ماجرای جکسون و گربه ی خیالیش جالب بود. هم طنز بود هم خیالی. مخصوصاً جایی که مجبورن چند نفری توی یک ماشین زندگی کنند خنده داره.
بازهم از اینجور داستان های باحال بگذارید. مرسی
سلام مینو جان
اره واقعا اون قسمت یکی از باحال ترین قسمت های کتابه. کلا پاستیل های بنفش کتاب دوست داشتنیه هست.
حتما عزیزم
بهت پیشنهاد میدم کتاب دختری که ماه رو نوشید رو هم بخونی. خیلی رمان جذابیه
*سلام – پاستیل بنفش کتابی جالب برای سرگرمی و اوقات فراغت هست. برای نوجوان ها داستان های جادویی و باحال معرفی کنید. داستان های که آخرش خوب تموم بشه.
ممنون از راهنمایبتون(+_+)
سلام شیرین جان
بهت پیشنهاد می کنیم مجموعه 4 جلدی جادوی چپکی، پسر زن جادوگر، پسر معمولی و ابرهیچی ها رو هم بخونی.
کتاب تو این موضوع زیاده البته و این ها تنها بخشی از اوناست